درباره ما
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
طراح قالب
دیگر امکانات
Alternative content |
سلام این وبلاگ برای شرکت در یکی از مسابقه های آستان رضا(آستان قدس رضوی)ساخته شده و امید وارم موفق بشه سایت آستان قدس رضوی اطلاعات زیاد وخوبی داره که به درد همه ی شماها می خوره پیشنهاد میکنم حتما به این سایت سر بزنید اینم آدرسش:http://www.aqr.ir/Portal/Home/Default.aspx مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در جمعه 4 بهمن 1398 |
این ستونهای آسمان
وقتی که از این پایین به طلایی استوار قد برافراشته خیره میشوی، دلت غنج میزند برای اینکه دری باز شود و تو وارد شوی و پلهها را یکی یکی پشت سر بگذاری و برسی به آن بالا... آنجا که انگار در دل آسمان ادغام شده؛ آنجا که قدیمترها موذنها میایستادند و دست روی گوش میگذاشتند و با طنین «الله اکبر» و «اشهد ان لا اله الی الله» تمام شهر را فرا میخواندند به اینجا؛ به حضور در نماز جماعتی که صفهایش در صحن و رواقهای مسجد جامع گوهرشاد شکل میگرفت و در نمای پسزمینهاش همین گلدستهها دیده میشد و گنبد طلایی و نماهایی از معماری دلنشین حرم.
حالا هرچند دیگر موذنها مثل آن روزها بر بلندای همه گلدستهها اذان گویی نمیکنند اما هنوز هم «این دستههای گل» به مانند پرتوهای «شمس و الشموس» عالم تاب این حرم، عشق و ارادت میتابانند بر همه دلهایی که در گرو این بارگاه بیتابی میکند.حالا تو ایستادهای پای یکی از این منارهها. یکی از 12 گلدستهای که از جای جای این زمین بهشتی قامت برافراشتهاند و به برکت و عظمت وجود منوری که از حضورش وجودشان معنا یافته، ستونهای استواری شدهاند برای برای ادامه به ادامه مطلب برید
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در جمعه 19 ارديبهشت 1393 |
آرام، سپید، روشن
اشتیاقش وجودم را پر میکند. دلم... دلم یکباره میریزد پایین. پایین اما بالاتر از جایی که هستم. انگار پر میکشد کمی. هوایش به جانم افتاده. به جان روزها و افکارم. دلم را میزنم به دریا. پشت میکنم به دنیای تصنعیام. حالا پاهایم لبههای مرزِ رفتن میلغزد. خیره میشوم به افکارم. دیگر اینجا نیستم. رفتهام. خودم را در آرامشش غرق میکنم. خودم را میبرم. زل میزنم به زلالیاش. نفس... نفس بیطاقتی میکند برای تازگی. میروم. آری رفتهام. من با تمامی حجم خاطرم پر کشیدهام تا مشهدش، حرمش. چون کبوتری عادتی، هیچ چیز راه کهنه اینجا را از ذهن خستهام پاک نخواهد کرد. دوباره چشمهایم، شانهای میطلبد. با چشمهایم، با اشکهایم، با تمامی حجم قلبم، با تپشهایم میخواهم تمامی آسمان حریمش را دوره کنم. میخواهم رد بالهایم، تمامیِ سهم آسمان اینجا را از آن من کند. هوای اینجا را دوست دارم. هوایش مرزهای احساسم را تا بیکرانهترین آرزوها میبرد. دلم رفته... پاهایم لبههای دلتنگی میلغزد... .
نباید چیزی از قلم بیفتد. نباید چیزی نگفته بماند. راهِ کمی نیست که دارم میروم. برکتی است که با هزار راز و نیاز نصیبم شده. هی مرور میکنم. هی اشک هم بدرقه میکند خیالم را. خواب از میانههای چشمانم گریخته. رفته تا توی بیداریهای راه این سفر. خوب فکر میکنم... تمام طول راه را با خودم و فکرهایم گذراندهام. پریدهام انگار. آرام، سپید، روشن. متن : مهناز علیمیرزائی
عکس : محمد زائرنیا
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در جمعه 19 ارديبهشت 1393 |
ضامن آهو مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در جمعه 19 ارديبهشت 1393 |
سلام ای مشرق نورانی عشق سلام ای زیبای هشتم عشق سلام ای تک ستاره آسمان ها و زمین امروز دلم را به یادت چراغانی کرده ام شاید که بتوانم در این هوای بارانی دلم را شسته وتو را بیابم چشمانم در مقابل گنبد زیبای طلایت استقامت تماشا ندارد به لرزه می افتد پلک هایم در مقابل این عظمت بلند و پرشکوه پنجره فولاد آه پنجره فولاد... ای مهربان ترین مهربان مجذوب کن قلبم را به سمت مشرق عشق عظمت نورانی گنبدت زیباترین طلوعی است که در تمام عمرم به چشم دیده ام تن سرد و خموشم گرمی نگاهت را می طلبد پناهم ده به این گرمی آتش عشقت را در من شعله ور کن در این بیابان تاریک همچون موسی در طور سینا راهنمایم باش من غریبم غریب عشق ای قریب تو پناهم باش چه کسی گفته که خورشید فقط در آسمان می درخشد مگر نه که تو خورشید را روی زمین نشانیده ای ای سخاوت چشمانت از خورشید نرم تر ای که دم مسیحایی ات از عیسی گرم تر ای که اعجازت بر تن صدها بیمار گرمی بخش طلوع دوباره ات را محتاجم شعله ای برکن وجودم را پرشراره کن آتش عشقت را بر جانم بدوان دیرگاهی است انتظارش را می کشم عمری را در انتظارش دویده ام خوب می دانم خوب می دانم جود و بخشش در خاندانت موروثی است سالها در خونتان جاری است انگار تمامی ندارد این دریای بی کران احسان رضا جان سر عصیانی من عجب شور و نوایی دارد جز به خلوت حرمت محرمی نمی یابد چه شکوهی دارد دو رکعت نماز عشق به هوای نگاه تو نگاه تو که برایم از هر چیزی بالا تر است نگاه تو که از همه نگاه ها گیرا تر است چشمان تو را می طلبد این دل پر درد و خسته من چقدر حرف زیاد است آنگاه که به تو نزدیک می شوم اما خلوتم با تو چه سکوت عجیبی را می طلبد چه سکوتی است چه خلوتی عجیب چه معنویتی دارد این آستان پر از نور و طلا چه عظمتی است وقتی زائرانت با چشمانی پر از آه می آیند مگر می شود کسی پا در آستان بگذارد و نگرید مگر می شود در مقابل سرچشمه خوبی ها سر تعظیم فرود نیاورد می دانم آنکه با تو همراه است عالمی را در آغوش خود گنجانده است چه کسی می گوید در شب خورشید نمی درخشد به گمانم آنها تا کنون به عظمت خورشید خراسان پی نبرده اند تو آفتابی هستی در آسمان دل تمامی زائران تو آن عظمتی هستی که در آسمان ذهن نمی گنجی ماه نورانی شب های سیاه عمر من تو فرزند همان یاس کبودی تو نوگل ان مادری هستی که عشق را جز با خدا قسمت ننمود مادرت آیینه تمام بود یاس بود کوثر جاری در آسمان و زمین همه می گویند فاطمه خورشید بود تمام عظمت خورشید در بزرگی اوست من می گویم او ستاره بود کوچک اما بزرگ و به قول آن دوست شاعرم "فاطمه فاطمه بود" من تو را با تمام لحظه های عاشقی دوست دارم تو ای گوشه نشین بین الحرمین اکنون در کدامین سمت از حرم پرنور رضا نشته ای به چه می اندیشی؟ مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در سه شنبه 13 اسفند 1392 |
نویسنده پرهام در چهار شنبه 30 بهمن 1392 |
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در چهار شنبه 30 بهمن 1392 |
تنها
نام شفا یافته : رقیه. خ 18 ساله از روستای گازار بیرجند
تنها بود. تنهای تنها. خانوادهاش عصر آنروز به خانه عمو رفته بودند تا در یک میهمانی خانوادگی شرکت کنند و او در خانه تنها مانده بود تا به درسهایش برسد. مادر وقت رفتن از وی پرسید بوده: آیا همراه آنان به خانه عمو خواهد آمد؟ و او در جواب پاسخ منفی داده و گفته بود: - فردا امتحان دارم، باید به درسهایم برسم.
مادر اصرار بیشتری نکرده بود، چون از علاقه دخترش به درس آگاهی داشت و می دانست در چنین وقتهایی باید او را به حال خودش وا گذارد و مزاحمتی برایش فراهم نیاورد.
بقیه ی داستان رو تو ادامه طلب بخونید مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در سه شنبه 15 بهمن 1392 |
حضرتش داشته باشم حكايتي واقعي از معجزات آن امام را ذكر مي كنم.در يزد مرد صالحي زندگي مي كرد كه برادري داشت برخلاف خود بدكار واهل گناه كه دائم در حال آزار ديگران بو.د و مردم شكايت او را به نزد برادر صالح مي بردند تا آن كه روزي برادر نيكوكار براي زيارت امام رضا(ع) با كارواني عازم مشهد شد وقت حركت برادر بدكردار با اصرار خواستار همراهي با كاروان شد. برادر صالح زير بار نمي رفت زيرا مي ترسيد برادرش درراه به آزار و اذيت زوار بپردازد اما بالاخره حريف او نشد و با هم عازم شدند اتفاقا حدس مرد نيكوكار درست درآمد زيرا برادرش هر روز با يكي مجادله مي كردو كاروانيان را آسوده نمي گذاشت. اما برادر گناهكار در راه مريض شد و حالش رو به وخامت گذاشت و در نزديكيهاي مشهد از دنيا رفت برادر صالح او را غسل داد و كفن كرد و به مشهد برد و پس از طواف دور حرم رضوي او را در اطراف حرم دفن كرد در حالي كه بسيار نگران حال برادر گناهكارش پس از مرگ بود و بسيار مايل بود اوضاع او را در آن دنيا بداند.
پس از سه شب برادر خود را در خواب ديد در حالي كه حالش خيلي خوب بود با تعجب پرسيد: تو كه در دنيا آن طور زندگي كردي چطور به اين مقام رسيدي برادر مرده جواب داد:مرگ بسيار سختي داشتم و به محض جان دادند لباسم و جايگاهم و فضاي اطرافم يك پارچه آتش بود و هر چه فرياد مي زدم شما نمي شنيديد و اعتنايي نمي كرديد و وقتي در تابوتم نهاديد تابوتم پر آتش بود.وقت غسل دادن با خود گفتم شايد وقتي آب ريختند از اين آتش خلاص شوم اما آبي هم كه بر من ريختند آتش شد كفن هم آتش بود وقتي مرا براي طواف به حرم مي برديد هر كس را مي ديدم التماس مي كردم كه مرا از اين آتش نجات دهيد اما كسي متوجه من نبود وقتي به در حرم مطهر رسيديم آتش ناپديد شد و من آسوده شدم ديدم كه حضرت امام رضا (ع) بر بالاي قبر مطهر خود ايستاده و سربه زير انداخته ابدا توجهي به من ندارند مرا يك دور طواف داديد وقتي به بالاي سر رسيدم پيرمردي را ديدم آنجا ايستاده به من گفت: برو از امام بخواه كه تورا شفاعت كند تا اين عذاب آسوده شوي چون اين را شنيدم رو به امام رضا عرض كردم فدايت شوم مرا درياب آن حضرت اعتنايي نفرمود دفعه دوم طواف هم همين حال تكرار شد دفعه سوم كه آخرين بار بود باز پيرمرد گفت: استغاثه كن كه اگر از حرم خارج شوي باز همان عذاب است و علاجي نداري گفتم :جواب مرا نمي دهند چه كنم پيرمرد گفت: آن حضرت را به مادرش خانم فاطمه زهرا(س) قسم بده چون اين سخن شنيدم با گريه به امام عرض كردم فدايت شوم به من رحم كن و منت بگذار تو را به حق جده ات فاطمه زهرا صديقه مظلومه قسم مي دهم كه مرا مآيوس نفرما و بر من احسان كن و از در خانه خود مران تا امام رضا (ع) اين سخن شنيد مانند كسي كه بغض راه گلولش را گرفته باشد رو به من فرمود چه كنم جاي شفاعت كه براي ما نگذاشته اي سپس دستان مبارك را به سوي آسمان برداشت و لبهاي خود را به حركت در آورد گوي زبان به شفاعت گشود چون از حرم بيرونم آوردند از عذاب خبري نبود و مرا به اين باغ نيكو آوردند. اي كه بر خاك حريم تو ملايك زده بوس رشك فردوس برين گشته زتو خطه توس
هركه آيد به گدايي به درخانه تو حاش لله كه ز درگاه تو گردد مآيوس
منبع:اين داستان را از كتاب الكترونيكي (E-BOOK) كرامات الرضويه (ع) تأليف علي ميرخلف زاده موجود در سايت FARSIEBOOK4MOB.BLOGFA.COM برداشتم التماس دعا مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در دو شنبه 14 بهمن 1392 |
صلوات خاصه حضرت امام رضا علیه السلام « اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ » مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در پنج شنبه 10 بهمن 1392 |
چون قصد زیارت نمودی ، پیش از آنکه از خانه بیرون روی ، غسل کن و بگو : اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك اللهم اجعله لی طهورا و شفاءا. و در وقت بیرون رفتن بگو: بسم الله و بالله و الی الله و الی ابن رسول الله حسبی الله توكلت علی الله اللهم الیك توجهت و الیك قصدت و ما عندك اردت پس چون بیرون رفتتی بر در خانه خود بایست و بگو: اللهم الیك وجهت وجهی و علیك خلفت اهلی و مالی و ما خولتنی و بك وثقت فلا تخیبنی یا من لا یخیب من اراده و لا یضیع من حفظه صل علی محمد و ال محمد و احفظنی بحفظك فانه لا یضیع من حفظت چون بسلامت رسیدی انشاالله پس هرگاه خواهی بزیارت بروی غسل کن و بگو: اللهم طهرنی و طهرلی قلبی و اشرح لی صدری و اجر علی لسانی مدحتك و محبتك و الثناء علیك فانه لا قوة الا بك و قد علمت ان قوام دینی التسلیم لامرك و الاتباع لسنة نبیك و الشهادة علی جمیع خلقك اللهم اجعله لی شفاء و نورا انك علی كل شیء قدیر پس ببوش باکیزه ترین جامه های خود را و بگو : الله اكبر و لا اله الا الله و سبحان الله و الحمد لله چون داخل روضه منوره شدی بگو : بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله صلی الله علیه و اله اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك به و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و ان علیا ولی الله پس برو نزد ضریح و بگو : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و انه سید الاولین و الاخرین و انه سید الانبیاء و المرسلین اللهم صل علی محمد عبدك و رسولك و نبیك و سید خلقك اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبدك و اخی رسولك الذی النتجبته بعلمك و جعلته هادیا لمن شئت من خلقك و الدلیل علی من بعثته برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك و المهیمن علی ذلك كله و السلام علیه و رحمة الله و بركاته اللهم صل علی فاطمة بنت نبیك و زوجة ولیك و ام السبطین الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة الطهرة الطاهرة المطهرة التقیة النقیة الرضیة الزكیة سیدة نساء اهل الجنة اجمعین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی الحسن و الحسین سبطی نبیك و سیدی شباب اهل الجنة القائمین فی خلقك و الدلیلین علی من بعثت برسالاتك و دیانی الدین بعدلك و فصلی قضائك بین خلقك اللهم صل علی علی بن الحسین عبدك القائم فی خلقك و الدلیل علی من بعثت برسالاتك و دیان الدین بعدلك و فصل قضائك بین خلقك سید العابدین اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و خلیفتك فی ارضك باقر علم النبیین اللهم صل علی جعفر بن محمد الصادق عبدك و ولی دینك و حجتك علی خلقك اجمعین الصادق البار اللهم صل علی موسی بن جعفر عبدك الصالح و لسانك فی خلقك الناطق بحكمك و الحجة علی بریتك اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی عبدك و ولی دینك القائم بعدلك و الداعی الی دینك و دین ابائه الصادقین صلوة لا یقوی علی احصائها غیرك اللهم صل علی محمد بن علی عبدك و ولیك القائم بامرك و الداعی الی سبیلك اللهم صل علی علی بن محمد عبدك و ولی دینك اللهم صل علی الحسن بن علی العامل بامرك القائم فی خلقك المخصوص بكرامتك الداعی الی طاعتك و طاعة رسولك صلواتك علیهم اجمعین اللهم صل علی حجتك و ولیك القائم فی خلقك صلوة تامة نامیة باقیة تعجل بها فرجه و تنصره بها و تجعلنا معه فی الدنیا و الاخرة اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و اوالی ولیهم و اعادی عدوهم فارزقنی بهم خیر الدنیا و الاخرة و اصرفعنی بهم شر الدنیا و الاخرة و اهوال یوم القیمة السلام علیك یا ولی الله السلام علیك یا حجة الله السلام علیك یا نور الله فی ظلمات الارض السلام علیك یا عمود الدین السلام علیك یا وارث ادم صفوة الله السلام علیك یا وارث نوح نبی الله السلام علیك یا وارث ابراهیم خلیل الله السلام علیك یا وارث اسمعیل ذبیح الله السلام علیك یا وارث موسی كلیم الله السلام علیك یا وارث عیسی روح الله السلام علیك یا وارث محمد رسول الله السلام علیك یا وارث امیرالمؤمنین علی ولی الله و وصی رسول ربالعالمین السلام علیك یا وارث فاطمة الزهراء السلام علیك یا وارث الحسن و الحسین سیدی شباب اهل الجنة السلام علیك یا وارث علی بن الحسین زین العابدین السلام علیك یاوارث محمد بن علی باقر علم الاولین و الاخرین السلام علیك یا وارث جعفر بن محمد الصادق البار السلام علیك یا وارث موسی بن جعفر السلام علیك ایها الصدیق الشهید السلام علیك ایها الوصی البار التقی اشهد انك قد اقمت الصلوة و اتیت الزكوة و امرت بالمعروف و نهیت عن المنكر و عبدت الله حتی اتیك الیقین السلام علیك یا ابا الحسن و رحمة الله و بركاته اللهم الیك صمدت من ارضی و قطعت البلاد رجاء رحمتك فلا تخیبنی و لا تردنی بغیر قضاء حاجتی و ارحم تقلبی علی قبر ابن اخی رسولك صلواتك علیه و اله بابی انت و امی یا مولای اتیتك زائرا وافدا عائذا مما جنیت علی نفسی و احتطبت علی ظهری فكن لی شافعا الی الله یوم فقری وفاقتی عندالله مقام محمود و انت عنده وجیه اللهم انی اتقرب الیك بحبهم و بولایتهم اتولی اخرهم بما تولیت به اولهم و ابرء من كل ولیجة دونهم اللهم العن الذین بدلوا نعمتك و اتهموا نبیك و جحدوا بایاتك و سخروا بامامك و حملوا الناس علی اكتافال محمد اللهم انی اتقرب الیك باللعنة علیهم و البرائة منهم فی الدنیا و الاخرة یا رحمن صلی الله علیك یا اباالحسن صلی الله علی روحك و بدنك صبرت و انت الصادق المصدق قتل الله من قتلك بالایدی و الالسن ******
تـرجـمـــــــــــــــــــــــــــــــــه خدایا مرا پاک کن و دلم را طاهر گردان و سینه ام را بگشا و جاری کن بر زبانم ستایش و مدح سپاس بر تو را زیرا که نیرویی نباشد جز به وجود تو خدایا آن را وسیله پاکی و درمان من قرار بده بنام خدا و به یاری خدا و به سوی خدا و به سوی فرزند رسول خدا بس است مرا خدا توکل کردم بر خدا خدایا به درگاه تو روآوردم و آهنگ آستان تو کردم و آنچه را نزد توست خواسته و می طلبم خدایا به درگاه تو روآوردم و بر عهده تو بجا گذاشتم خاندانم و دارائیم و آنچه به من دادی و به تو اطمینان دارم و مرا تهی دست مساز ای که نومید نکند هر که او را خواهد و تباه نگرداند آن را که در حفظ خود دارد درود بر محمد و خاندان محمد و نگه دار مرا به نگه داری خودت زیرا تباه نگردد هر که را تو نگه داری کنی خدایا پاک کن مرا و قلب دلم را طاهر گردان و بگشا سینه ام را و جاری ساز بر زبانم مدح و ثناء خودت و دوستی تو و ستایش تو را زیرا توان و قدرتی نیست جز به تو و براستی دانستم که پایه و استواری دینم تسلیم به فرمان تو و پیروی از روش و سنت تو است و گواهی دادن به این مطلب برای همه خلقت است خدایا آن را برای درمان هر درد و نور هر تاریکی قرار بده زیرا تو بر هر چیزی توانایی خدا بزرگ است نیست معبودی جز خدا منزه است خدا حمد و سپاس برای خداست به نام خدا و به یاری خدا و بر آئین رسول خدا رحمت خدا بر او و بر خاندان او گواهی می دهم اینکه نیست معبودی جز خدای یگانه نیست شریکی برای او و گواهم به اینکه محمد بنده خدای و رسول خداست و اینکه علی ولی خداست گواهم که نیست الهی جز خدای یگانه که شریکی برای او نیست و گواهم به اینکه محمد بنده خدا و رسول خداست و اینکه اوست آقای اولین و آخرین و اوست آقای پیغمبران و رسولان خدایا درود فرست بر محمد بنده ات و رسولت و پیغمبرت و آقای آفریدگانت همگی درود و رحمتی که نتوان او را شمرد غیر از تو خدایا درود فرست بر امیرمؤمنان علی بن ابیطالب بنده تو و برادر رسول تو که برگزیدی او را به دانش خودت و قرار دادی او را رهبر به هر که خواستی از خلق خود و راهنما بر کسی که مبعوثش کردی به رسالت های خودت و جزابخش در دیانت به عدلت و فیصله دهنده حکم تو بین خلقت و نگهبانش کردی بر همه اینها و درود بر او و رحمت خدا و برکات او خدایا درود فرست بر فاطمه دختر پیغمبرت و همسر ولی تو و مادر دو سبطه حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت آن بانوی پاک و پاکیزه گوهر مطهره پرهیزکار پاکیزه و پسندیده پاک و مبرا از هر نقص بانوی زنان اهل بهشت همگی رحمتی که نتوان شمردش جز خودت خدایا درود فرست بر حسن و حسین دو سبط پیغمبرت و دو آقای جوانان اهل بهشت آن دو بزرگوار برای اقامه دین قیام کردند در میان خلق تو و دو رهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و دو پاداش دهنده دیانت طبق عدلت و دو فیصله بخش قضایت در میان خلق و خدایا درود فرست بر علی بن الحسین بنده تو و قیام کننده در میان خلق تو و راهنما بر کسیکه او را مبعوث کردی به رسالت خودت و داور در دین مطابق عدلت و فیصله دهنده حکم تو و حاکم در امر دین در میان خلق تو آقای عابدان خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده تو و جانشین تو در زمین شکافنده علم پیغمبران خدایا درود فرست بر جعفر بن محمد راستگو بنده تو و سرپرست دین تو و حجت تو بر همه خلقت راستگو و خوشرفتار خدایا درود فرست بر موسی بن جعفر بنده شایسته ات و زبان گویای تو در میان خلقت و زبان گویای به حکمت تو و حجت بر آفریدگانت خدایا درود فرست بر علی بن موسی الرضا پسندیده بنده ات و سرپرست دین تو آن قیام کننده به عدل تو و دعوت کننده به دینت و دین پدران راستگویش درودی که نتوان شمرد و احصاء کرد جز تو خدایا درود فرست بر محمد بن علی بنده ات و ولی تو قیام کننده به فرمان تو و دعوت کننده به راهت خدایا درود فرست بر علی بن محمد النقی بنده (خاص ) تو و حافظ و نگهبان دین تو خدایا درود فرست بر حسن بن علی عمل کننده به فرمان تو قیام کننده در میان خلقت و آن حجت بزرگوارت اداء کننده از پیغمبرت و گواه تو بر خلقت آنکه مخصوص بود به کرامتت و دعوت کننده بود به اطاعت تو و اطاعت رسولت درود و رحمت های تو بر همه آن بزرگواران خدایا درود فرست بر حجت خودت و ولیت که قیام کننده در میان خلقت رحمتی پی در پی با برکت و پایدار شتاب کن بدان فرج او را و یاری کن او را و قرار ده ما را به او در دنیا و آخرت خدایا من تقرب می جویم به تو به درستی آنها و دوست دارم دوست آنها را و دشمن دارم دشمن آنها را و روزیم کن به وسیله آنان نیکی دنیا و آخرت را و دور کن از من به وسیله ایشان بدی دنیا و آخرت را و هراس های روز قیامت را درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین درود بر تو ای استوانه دین درود بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا درود بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا درود بر تو ای وارث ابراهیم خلیل خدا درود بر تو ای وارث اسماعیل قربانی خدا درود بر تو ای وارث موسی هم سخن با خدا درود بر تو ای وارث عیسی روح خدا درود بر تو ای وارث محمد رسول خدا درود بر تو ای وارث امیرالمؤمنین علی ولی خدا و وصی فرستاده پروردگار جهانیان درود بر تو ای وارث فاطمه زهرا درود بر تو ای وارث حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت درود بر تو ای وارث علی بن حسین زینت عابدان درود بر تو ای وارث محمد بن علی شکافنده دانش اولین و آخرین درود بر تو ای وارث جعفر بن محمد راستگو خوشرفتار درود بر تو ای وارث موسی بن جعفر درود بر تو ای شهید با صدق و حقیقت درود بر تو ای جانشین نیکوکار با تقوی گواهم به اینکه تو به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکات را و امر به معروفو نهی از منکر کردی و پرستش نمودی خدا را تا دم مرگ درود بر تو ای اباالحسن و رحمت خدا و برکات او خدایا آهنگ به درگاهت کردم از وطنم و نور دیدم و طی کردم شهرها را به امید رحمت تو ناامید مکن مرا و باز مدار مرا بدون برآوردن حاجتم و رحم کن رفت و آمد بر سر قبر فرزند برادر رسولت درودهای تو بر او و آل او پدر و مادرم فدای تو باد ای مولای من آمدم به زیارتت و بدرگاه شما وارد شده و پناهنده از آنچه جنایت کردم بر خودم و بار سنگین گناه را بر دوش کشیدم پس شفیع من باش به درگاه خدا روز نداریم و بی چیزیم برای توست نزد خدا مقام پسندیده و تو نزد او آبرومندی خدایا من تقرب می جویم به سوی تو به دوستی و ولایت ایشان پیرو و دوست آنهایم بدانچه پیرو و دوست اول آنها بودم و بیزارم از هر دسته و گروهی جز آنها خدایا لعنت کن به کسانیکه تبدیل کردند نعمت را و متهم کردند پیغمبرت را و منکر آیات تو شدند و مسخره کردند امامت را و سوار کردند مردم را بر دوش آل محمد خدایا من تقرب می جویم به سویت به وسیله لعنت بر آنها و بیزاری از آنها در دنیا و آخرت ای مهربان رحمت خدا بر تو ای اباالحسن درود خدا بر روان تو و جسم پاکت که شکیبا بودی و تویی راستگو تصدیق شده بکشد خدا هر که تو را کشت با دست و زبان
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در پنج شنبه 10 بهمن 1392 |
شبی یاد جـنـون آبــــاد کــردم علی موسی الرضا را یاد کردم میـان بی کسـی های شـبانه هـوای صــحن گوهر شاد کردم مادر مشهد كجاست؟ زن چاي را جلوي مرد گذاشت و پرسيد: دكترا چي گفتن؟ مرد نگاه خستهاش را به زن دوخت و گفت: بايد ببريمش آزمايش. زن، گوشههاي روسرياش را به صورت كشيد و گريست: چي به سر دخترم اومده؟ مرد، چاي را در نعلبكي ريخت، و در حالي كه حبهاي قند به دهان ميگذاشت، گفت: دل با خدا دار، زن! دختر، در چهارچوب در ايستاده و سلام كرد، مرد آخرين جرعه چايش را سر كشيد و به صورت دختر، خنديد: سلام دخترم كجا بودي تا اين موقع؟ دختر، خودش را به آغوش خسته او انداخت، و موهاي بلندش،همچون مواج، بر بازوي پدر ريخت. رفته بودم ساحل. پدر، موهاي دختر را نوازش كرد و بر آن بوسه زد، قطرهاي اشك در چشمانش روييده و آرام بر شيب صورتش لغزيد و در درياي مواج موهاي دختر، گم شد. ـ خيلي دير شده، ديگه كاريش نميشه كرد. از ما هم كاري ساخته نيست. دكتر، پس از آن كه تمام برگههاي معاينه و آزمايش دخترك را به دقت مرور كرد. اين را گفت و سر فرو افكند. مرد ناليد، زن هوار زد و گريست. دكتر سعي كرد آنان را آرام كند: خدا بزرگه بيتابي فايدهاي نداره. توكلتان به خودش باشه. مرد بغضش را فرو خورد و نالان گفت: اگه ببريمش تهرون، چي؟ دكتر، دستي بر شانه مرد گذاشت و گفت: بيثمر نيست. شايد خدا كمكي كنه و اونا بتونن كاري بكنن. زن بر زمين فرو افتاده بود و بلند بلند ضجه ميزد. مرد، زير بازوانش را گرفت و او را بلند كرد. ـ صبور باش زن، صبوري كن. اما خودش هم ميدانست كه صبوري سخت است. چگونه صبوري تواند به اين مصيبت؟ پس بايد گريست، بر نيمكت اتاق انتظار كه غنودند، زن سر به شانه مرد گذاشت و هر دو گريستند؛ زار زار، بلند بلند، دكتر در را بست. زير پرونده بيمار نوشت ALL، قطرهاي اشك بر روي پرونده چكيد... و در بيرون، آسمان هم گريست. نسيمي، پرده اتاق را به بازي گرفته بود. پنجره باز بود و بوي نم و باران، فضا را آكنده بود، دختر، زرد و لاغر، در بستر خوابيده بود. لبخندي كمرنگ بر لبان خشك و كبودش نقش داشت. پلكهايش را به آرامي گشود. بعد آرام نيم خيز شد و بر بستر نشست. گويي با نگاهش كسي را دنبال ميكرد و لبخند ميزد. نسيم پرده را به كناري زد و اشعه زرين خورشيد، از پس ابري سياه، به صورت زرد دختر، نور پاشيد، چشمانش را بست. دستهايش را به آسمان بلند كرد و از ته دل فرياد كشيد.مادر سراسيمه به داخل اتاق آمد. دختر، خود را به آغوش مادر انداخت. ـ مشهد، مادر مشهد كجاست؟ صداي صلوات كه در اتوبوس پيچيد، دختر چشمانش را گشود. پدر با اشاره دست نقطهاي را به او نشان داد.ـ اونجاس دخترم، اون گنبد و گلدسته، دختر، سر بر سينه پدر گذاشت و آرام ناليد. ـ يعني خوب ميشم بابا؟ پدر آهي كشيد و زمزمه كرد: ان شاء الله دخترم. مادر، دستهايش را به سينه گذاشت و از همانجا به امام سلام داد و زير لب صدا زد: يا امام رضا(ع) دختر هيچ وقت اين همه جمعيت را در يكجا نديده بود. همه لب به دعا، دست به آسمان، پر هيبت، باوقار، نوراني و روحاني. مادر طنابي به گردن دختر بست و سر ديگر طناب را به پنجره فولاد و خود در كنارش نشست به زمزمه و دعا.دختر نگاهش را بر چهره پر درد خيل دخيل بستگان، ساييد و اشك امانش نداد: يعني ميشه آقا منو شفابدن؟خود آقا در خواب از او خواسته بود كه بيايد به پابوسي. پس حتماً اميدي هست به اين دخيل بندي.دختر گريست تا خوابش برد. سر دختر را به زانو گرفت و نگاهش را از ميان پنجره فولاد به ضريح دوخت و در دل توسل، به او جست. يا ابالحسن يا علي ابن موسي، ايها الرضا، يا ابن رسول الله يا حجه الله علي خلقه ياسيدنا و مولينا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الي الله و قدمناك بين يدي حاجاتنا يا وجيها عندالله اشفع لنا عندالله... دختر كه چشم از خواب گشود، مادر به خواب رفته بود. پدر آن سوتر، زيارتنامه ميخواند. دختر طنابش را به آرامي به دست گرفت و كشيد. طناب بر شبكه ضريح لغزيد و فرو افتاد. دختر حيرت زده، به طناب خيره شد، چه ميديد؟ گره طناب باز شده بود. آيا حاجت گرفته بود؟ بياختيار فرياد زد مادر، از خواب پريد. پدر، سر اززيارتنامه برداشت. زنان هلهله كشيدند. دختر بر دستها بالا رفت. اشكها از ديدهها باريد. پدر سراسيمهبه جمعيت زد. مادر در كنار ديوار، از حال رفت، بياختيار دختر را از فراز دستها گرفت و به آغوش انداخت، بياختيار دويد، به حرم رفت، و روبروي حضرت نشست. دختر را بر زمين نهاد، سر به سجده شكر، بر مهر گذاشت آوايي روحاني فضا را انباشته بود. اللهم صلي علي ابن موسي الرضا المرتضي عبدك و ولي دينك القائم بعدلك و الداعي الي دينك و دين آبائه الصادقين صلوه لايقوي علي احصائها غيرك. مادر كه ديده گشود، دختر روبرو با نگاهش ميخنديد. كبوتران بر آسمان حرم به پرواز در آمده بودند. آسمان آبي تر از هميشه بود، آبي تر از دريا، آبي آبي. مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در چهار شنبه 9 بهمن 1392 |
سرخوش زسبوی غم پنهانی خویشم چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم *** در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش چون آینه خو کرده به ویرانی خویشم *** لب باز نکردم به خروشی و فغانی من محرم راز دل طوفانی خویشم *** یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی عمریست پشیمان زپشیمانی خویشم *** از شوق شکرخند لبش جان نسپردم شرمنده جانان زگران جانی خویشم *** بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم *** هر چند امین، بسته دنیا نیم اما دلبسته یاران خراسانی خویشم حضرت آیه الله خامنه ای مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در سه شنبه 8 بهمن 1392 |
1. مؤمن ، مؤمن واقعى نيست ، مگر آن كه سه خصلت در او باشد : سنتى از پروردگارش و سنتى از پيامبرش و سنتى از امامش . اما سنت پروردگارش ، پوشاندن راز خود است ، اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است ، اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است (اصول كافى ، ج 3 ، ص 339) 2. پنهان كننده كار نيك ( پاداشش ) برابر هفتاد حسنه است و آشكار كنندهكار بد سرافكنده است ، و پنهان كننده كار بد آمرزيده است (اصول كافى ، ج 4 ، ص 160) 3. از اخلاق پيامبران ، نظافت و پاكيزگى است (تحف العقول ، ص 466) 4. امين به تو خيانت نكرده ( و نمىكند ) و ليكن ( تو ) خائن را امين تصورنمودى 5. برادر بزرگتر به منزله پدر است 6. دوست هركس عقل او ، و دشمنش جهل اوست 7. دوستى با مردم ، نيمى از عقل است 8. به درستى كه خداوند ، سر و صدا و تلف كردن مال و پر خواهشى را دوستندارد 9. عقل شخص مسلمان تمام نيست ، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد : از اواميد خير باشد ، از بدى او در امان باشند ، خير اندك ديگرى را بسيار شمارد ، خير بسيار خود را اندك شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانشطلبى خسته نشود ، فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد ، خوارى در راه خدايش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمى چيست و چيست دهمى ! به او گفته شد : چيست ؟ فرمود : احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزگارتر است 10. از امام رضا ( ع ) سؤال شد : سفله كيست ؟ فرمود : آن كه چيزى دارد كهاز ( ياد ) خدا بازش دارد 11. ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است ، و تقوا يك درجه بالاتر از ايماناست ، و به فرزند آدم چيزى بالاتر از يقين داده نشده است 12. اطعام و ميهمانى كردن براى ازدواج از سنت است 14. حضرت رضا ( ع ) هميشه به اصحاب خود مىفرمود : بر شما باد به اسلحهپيامبران ، گفته شد : اسلحه پيامبران چيست ؟ فرمود : دعا 15. از نشانههاى دين فهمى ، حلم و علم است ، و خاموشى درى از درهاى حكمتاست . خاموشى و سكوت ، دوستى آور و راهنماى هر كار خيرى است 16. زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است ، كه نه جزء آن دركنارهگيرى از مردم ، و يك جزء آن در خاموشى است 17. از امام رضا ( ع ) از حقيقت توكل سؤال شد . فرمود : اين كه جز خدا ازكسى نترسى 18. به راستى كه بدترين مردم كسى است كه يارىاش را ( از مردم ) باز دارد وتنها بخورد و زير دستش را بزند 19. بخيل را آسايشى نيست ، و حسود را خوشى و لذتى نيست ، و زمامدار را وفايى نيست ، و دروغگو را مروت و مردانگى نيست 20. كسى دست كسى را نمىبوسد ، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن براىاوست 21. به خداوند خوشبين باش ، زيرا هركه به خدا خوشبين باشد ، خدا با گمانخوش او همراه است ، و هركه به رزق و روزى اندك خشنود باشد ، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد ، و هركه به اندك از روزى حلال خشنود باشد ، بارش سبك و خانوادهاش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دار السلام بهشت رساند 22. ايمان چهار ركن است : توكل بر خدا ، رضا به قضاى خدا ، تسليم به امرخدا ، واگذاشتن كار به خدا 23. از امام رضا درباره بهترين بندگان سؤال شد . فرمود : آنان هرگاه نيكىكنند خوشحال شوند ، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند ، و هرگاه عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه بلا بينند صبر كنند ، و هرگاه خشم كنند . درگذرند 24. كسى كه فقير مسلمانى را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا براو سلام كند ، در روز قيامت در حالى خدا را ملاقات نمايد كه بر او خشمگين باشد 25. از حضرت امام رضا ( ع ) درباره خوشى دنيا سؤال شد . فرمود : وسعت منزلو زيادى دوستان 26. زمانى كه حاكمان دروغ بگويند ، باران نبارد و چون زمامدار ستم ورزد ،دولت ، خوار گردد ، و اگر زكات اموال داده نشود چهار پاپان از بين روند 27. هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نمايد ، خداوند در روز قيامتاندوه را از قلبش برطرف سازد 28. بعد از انجام واجبات ، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن ، نزدخداوند بزرگ نيست 29. بر شما باد به ميانهروى در فقر و ثروت ، و نيكى كردن چه كم و چه زياد ،زيرا خداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايد كه مانند كوه احد باشد 30. به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر رابفشاريد و به هم خشم نگيريد 31. بر شما باد راز پوشى در كارهاتان در امور دين و دنيا . روايت شده كه" افشاگرى كفر است " و روايت شده " كسى كه افشاى اسرار مىكند با قاتل شريك است " و روايت شده كه " هرچه از دشمن پنهان مىدارى ، دوست تو هم بر آن آگاهى نيابد " 32. آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پيمانشكنى رهايى يابد ، و ازچنگال عقوبت رهايى ندارد كسى كه با حيله به ستمگرى مىپردازد 33. با سلطان و زمامدار با ترس و احتياط همراهى كن ، و با دوست با تواضع ،و با دشمن با احتياط ، و با مردم با روى خوش 34. هر كس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد ، خداوند از عمل كم او راضىباشد 35. عقل ، عطيه و بخششى است از جانب خدا ، و ادب داشتن ، تحمل يك مشقتاست ، و هر كس با زحمت ادب را نگهدارد ، قادر بر آن مىشود ، اما هر كه به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود 36. به راستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند ، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است 37. پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش : كسى كه در نهادش اعتماد نبينى ، و كسى كه در سرشتش كرم نيابى ، و كسى كه در خلق و خوىاش استوارى نبينى ، و كسى كه در نفسش نجابت نيابى ، و) كسى كه از خدايش ترسناك نباشد 38. هرگز دو گروه با هم روبهرو نمىشوند ، مگر اينكه نصرت و پيروزى با گروهىاست كه عفو و بخشش بيشترى داشته باشد 39. مبادا اعمال نيك و تلاش در عبادت را به اتكاى دوستى آل محمد ( ع ) رهاكنيد ، و مبادا دوستى آل محمد ( ع ) و تسليم براى آنان را به اتكاى عبادت از دست بدهيد ، زيرا هيچ كدام از ايندو به تنهايى پذيرفته نمىشود 40. عبادت پر روزه داشتن و نماز خواندن نيست ، و همانا عبادت پر انديشهكردن در امر خداست 41. كسى كه نعمت دارد بايد كه بر عيالش در هزينه وسعت بخشد 42. هرچه زيادى است نياز به سخن زيادى هم دارد 43. كمك تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است 44. به آن حضرت گفته شد : چگونه صبح كردى ؟ فرمود : با عمر كاسته ، و كردارثبت شده ، و مرگ بر گردن ما و دوزخ دنبال ما است ، و ندانيم با ما چه شود 45. سخاوتمند از طعام مردم بخورد تا از طعامش بخورند ، و بخيل از طعام مردمنخورد تا از طعامش نخورند 46. ما خاندانى باشيم كه وعده خود را وام دانيم چنانچه رسول خدا ( ص )كرد 47. هيچ بنده به حقيقت كمال ايمان نرسد تا سه خصلتش باشد : بينايى در دين ، و اندازهدارى در معيشت ، و صبر بر بلاها 48. به ابى هاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود : اى داود ما را بر شما به خاطر رسول خدا ( ص ) حقى است ، و شما را هم بر ما حقى است ، هر كه حق ما را شناخت رعايت او بايد ، و هر كه حق ما را نشناخت حقى ندارد 49. با نعمتها خوش همسايه باشيد ، كه گريز پايند ، و از مردمى دور نشوند كه باز آيند 50. ابن سكيت به آن حضرت گفت : امروزه حجت بر مردم چيست ؟ در پاسخفرمود : همان عقل است كه به وسيله آن شناخته مىشود آن كه راستگو است از طرف خدا و از او باور مىكند ، و آن كه دروغگو است و او را دروغ مىشمارد ، ابن سكيت گفت : به خدا اين است پاسخ مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در یک شنبه 7 بهمن 1392 |
بايد اعتراف كنيم كه زندگى ائمه ، عليهمالسلام، بدرستى شناختهنشده و ارج و منزلت جهاد مرارتبار آنان حتى بر شيعيانشان نيز پوشيده مانده است. علىرغم هزاران كتاب كوچك و بزرگ و قديم و جديد درباره زندگى ائمه ، عليهمالسلام، امروز همچنان غبارى از ابهام و اجمال، بخش عظيمى از زندگى اين بزرگواران را فرا گرفته وحيات سياسى برجستهترين چهرههاى خاندان نبوت كه دو قرن و نيم از حساسترين دورانهاى تاريخ اسلام را دربرمىگيرد با غرضورزى يا بىاعتنايى و يا كجفهمى بسيارى از پژوهندگان و نويسندگان روبرو شده است. اين است كه ما از يك تاريخچه مدون و مضبوط درباره زندگى پرحادثه و پرماجراى آن پيشوايان، تهيدستيم . بقیشو در ادامه مطلب بخونید مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در یک شنبه 6 بهمن 1392 |
1- بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک، فریاد رسی بیچارگان و بر آوردن آرزوی آرزومندان است. 2- از بخششی که زیان آن برای تو بیش از سودی است که به برادرانت میرسد خودداری کن. 3- ایمان عبارت است از : اقرار به زبان ،شناخت با قلب و عمل نمودن با اعضاء و جوارح 4- بالاترین درجه عقل خودشناسی است 5- آن کس که برای رضای الله کسی را به برادری گزیند خانه ای را در بهشت بدست آورده است . 6- بهترین ثروت شخص و برترین اندوخته اش صدقه است 7- خوش خلقی دو گونه است : فطری و اختیاری ولی صاحب خلق خوش اختیاری برتر است 8- شکیبایی بر بلا زیبا و پسندیده است ولی برتر از آن صبر در برابر محّرمات است 9- سرآمد طاعت الله تعالی صبر و رضاست 10- عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است 11- با دوستان فروتن باش ، از دشمن احتیاط کن و با عموم مردم گشاده رو باش 12- در شگفتم از آن کس که بردگان را با دارایی خود می خرد و آزاد میکند چگونه آزادگان را با اخلاق خوش خود نمی خرد . 13- بی اعتنایی به دارایی مردم ، بهتر از بذل و بخشش است 14- یاری کردن ناتوان ، بهتر از صدقه دادن است. 15- بهترین مال و ثروت آن است که وسیله حفظ آبروی انسان شود . 16- برای کودک شیری بهتر از شیر مادرش نیست 17- آن کس که خود را در معرض تهمت قرار دهد نباید کسی را که به او گمان بد برده است ملامت کند. 18- کسی که بیدادگری پیشه کند ، از عقوبت ایمن نخواهد ماند . 19- کسی که بخواهد بی نیازترین مردم باشد ، باید به آنچه نزد الله تعالی است اطمینان داشته باشد . 20- آن که در راه حق صبر کند ، الله تعالی بهتر از آنچه در برابرش صبر کرده است بدو عوض خواهد داد .
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در یک شنبه 6 بهمن 1392 |
16 هزار هکتار از اراضی استان سمنان وقف آستان قدس رضوی است
يکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۰۸
استاندار سمنان گفت: 16 هزار هکتار از اراضی در استان سمنان وقف آستان قدس رضوی است .
به گزارش عرش نیوز از استان سمنان،محمد وکیلی در دیدار مسئولین آستان قدس رضوی در استان سمنان تصریح کرد: انتظار مردم استان خصوصا" زائران ثامن الحجج که از این مسیر عبور می کنند این است که خدماتی هم آستان قدس رضوی برای رفاه آنان ارائه کنند.
وی افزود: نقش و وظیفه مردم استان در عرصه موقوفات ادا شده و به جهت علاقمندی وافر به امام هشتم و عمق اعتقادات اصیل به ائمه اطهار (س) اراضی زیادی را وقف کرده اند که ضرورت دارد آستان قدس رضوی نیز با امکاناتی که از این موقوفات به دست می آورد برای زائران زائرسرا ، توقفگاه و مراکز فرهنگی مناسبی احیا کند . استاندار سمنان با اشاره به اینکه ۳۰۰ هکتار باغ زیتون و ۱۳۰ هکتار باغ پسته که از باغهای بزرگ محسوب می شود بعنوان موقوفات در حال کشت و برداشت است اضافه کرد: حق این بود که برای این دو باغ بزرگ کارخانه های فراوری ساخته می شد تا از منابع موجود بهره برداری مناسب و ارزش افزوده به دست می آمد . همچنین مسئول آستان قدس رضوی در استان سمنان گزارشی از فعالیتها وموقوفات آستان قدس رضوی را بیان داشت ./ایسنا مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در 6 بهمن 1392 |
نویسنده پرهام در شنبه 5 بهمن 1392 |
چون ماهیان برکهام، بیتاب ماهم یا رضا ! قاسم صرافان مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در شنبه 5 بهمن 1392 |
اي تكيه گاه هشتمين!
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در جمعه 4 بهمن 1392 |
نویسنده پرهام در سه شنبه 1 بهمن 1392 |
امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعه اثنا عشری است و پیامبر(ص) نام وی را به صراحت ذکر فرموده: علی فرزند موسی، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند حسین، فرزند علی، فرزند ابوطالب که درود خدا بر همه آنان باد. یعنی در همان سالی که جدش امام صادق(ع) در گذشت و این نظر بیشتر علما و تاریخ نویسان است. اربلی در کشف الغمه، ابن شهرآشوب در مناقب، صدوق در عیون الاخبار هر چند که کلامش چندان صریح نیست، مسعودی در اثبات الوصیه، ابن خلکان در وفیات الاعیان، ابن عبد الوهاب در عیون المعجزات، و یافعی در مرآة الجنان. . . ولی به هر حال قول نخست از همه قویتر و مشهورتر است و دو قول اخیر طرفدار بسیار کمی دارد.
مربوط به موضوع : <-CategoryName->
نویسنده پرهام در دو شنبه 30 دی 1392 |
طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم Web Template By : Samentheme.ir صفحه قبل 1 صفحه بعد
|
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
|